تبليغاتX
نیا،اینجا فقط"من" هستم

نیا،اینجا فقط"من" هستم

ای کاش می شد فهمید در دل آسمان چه می گذرد...... لحظه ای که اشک می ریزد!

زین پس این وبلاگ رنگی دیگر دارد!               

نوشته شده در ساعت 20:28 توسط سارا|

وقتی همکلاسی هات اهل ادعای اضافی نیستن و نمی خوان همش حالتو بگیرن الکی، خوش میگذره تو کلاس!


نوشته شده در ساعت 13:39 توسط سارا|

حیوانات دو پا،

می دزدند،

می خندند،

و،

می روند....


و خیال باطل دارند که کسی به خدمتشان نخواهد رسید!


پ ن: میخواستم بگم چیرو می دزدند... حالا بعدا میگم!

نوشته شده در ساعت 11:58 توسط سارا|

قرآن

امام حسین(ع)

نماز

سجده

خدا

اشک

خدا

اشک

خدا

آرامش...

شکر

حال خوشی دارم!

نوشته شده در ساعت 14:6 توسط سارا|

هههههههههههههههههههههه

قب هههههه قبر ...ههههههه هههههههههههههههههههه ه ههه ههه قبر ..هههههه دو...ههههههههههههههههههههههههه هه هه هه

نوشته شده در ساعت 13:41 توسط سارا|




 :-)

:-(


ادامه مطلب
نوشته شده در ساعت 13:29 توسط سارا|

ورزش حس خوبی به آدم میده. این روزا روزای خوبیه. کلاس ورزش و بودن بین دوستان و شادی و خنده...چیزی که برام لازمه!

و همینطور دیدن و بودن در کنار کسایی که دوستم دارن، دوستشون دارم.. و به هم آرامش میدیم...>>:-)<<

بقیه روزا رو هم میرم پیش مادرجونمم.وقتی دور و برشیم خوشحاله! نمیدونه هیچی و قرارم نیست که بدونه!فقط باهاش میگیم و میخندیم....

همه میان... فک میکنه چون یکم حال نداره بهش سر میزنن.... دائم میگه حالا از پا نندازتم خوبه.... :-(

دوست دارم مادر جون...

نوشته شده در ساعت 10:44 توسط سارا|

بابا جان
....
شرمنده
.
.
.
آرام نفس بکش


ادامه مطلب
نوشته شده در ساعت 18:59 توسط سارا|

خستگی
ناراحتی قلبی
غمگینی
...
مادرم
...
شرمنده!


ادامه مطلب
نوشته شده در ساعت 18:57 توسط سارا|


در حسرتش خواهد سوخت!
نمی داند!


ادامه مطلب
نوشته شده در ساعت 18:52 توسط سارا|


و اکنون شادی...


ادامه مطلب
نوشته شده در ساعت 18:44 توسط سارا|




فهمیدم...


ادامه مطلب
نوشته شده در ساعت 18:40 توسط سارا|

...

کتاب محبوبم!

به تو گفته بودم که برای همیشه برای خودم خواهی ماند؟؟؟

...

حال بشنو!

تا ابد خیال تجربه ات با من خواهد ماند!

صدای ریزش می آید...


پ ن : فقط اونایی که سارا رو میشناسن و بهش نزدیکن میدونن اسم این کتاب چیه!

نوشته شده در ساعت 9:31 توسط سارا|

روزگاری عشق....



و قصه ی

... "مولای ما عباس "....



پ ن1:کی می فهمه؟؟؟

پ ن2: شیرینی ها تلخ میشن،... وقتی می فهمی که اصلا وجود نداشتن و تو فقط خیالی از شیرینی رو حس کردی!!!!


نوشته شده در ساعت 2:17 توسط سارا|

هیچکس نمی دونه چه حالی دارم. هرکسی برداشت خودشو داره. هرکسی یه فکری میکنه.شاید درمورد همه آدما اینطوری باشه. اینکه کسی نمیدونه تو سرشون چی میگذره الا خودشون. چقدر دلم میخواست یک نفر تو این عالم بود که حالمو میفهمید. یه نفر که نیازی نبود براش توضیح بدم. هرکی هرچی هم میخواد بگه، بازم فرقی نمیکنه به حالم، کی نمی فهمه ته دلم چی میگذره!

حال بدیـــــه...

اینکه میگم تنهام، برا همینه، برای اینکه کسی نمی تونه یا حتی تلاش هم نمیکنه یا حتی نمیخواد باور کنه که ته دلم چی میگذره!

مسخره است کلا!

حتی گریه هم بهم کمک نمی کنه که آروم شم!

قبلا امید داشتم بالاخره یکی میاد که می فهمه حتی از نگاهم... یا حالا نه اینقدرم ایده آل.. از حرف زدنم...اما حالا اون امید رو هم از دست دادم!

حرف بزن باهام... میدونم که می شنوی!

نوشته شده در ساعت 21:46 توسط سارا|

با اجازه

چه دردي بيش ازين دردي كه دردم را نميدانند

      به چشمم خيره ميمانند نگاهم را نمي خوانند

           به من گفتند چرا سنگي ؟ چرا اينگونه دل تنگي ؟

                  من از درد و غم  مي ميرم كسي دردم نمي داند

نوشته شده در ساعت 20:14 توسط سارا|

بعد مدتها سری به یاهو زدم...

تو پستوهای زمان یه پیام برام جا مونده بود.....

یه پیام با رنگی از محبت... :-(((

اما چقدر دیر!

چقدر تلخ که اینقدر دیر شده...

خیلی دیر!

یخ زدم!

نوشته شده در ساعت 20:0 توسط سارا|

کسی نمی دونه چه روزی بالاخره سکوت میکنی برای همیشه....

یه روز اینجام بسته میشه!مثل خیلی چیزای دیگه...

یه روز بالاخره تعلقاتمون از بین میرن...

و،

تنها میشیم...

و،

دوباره شاید تغییری...

نوشته شده در ساعت 19:54 توسط سارا|

حتی اگه بخوای بمیری هم باید بلد باشی چطوری!!!

مثلا اگه بخوای از یه ساختمون نچندان بلند بپری پایین باید بدونی که نباید تا آخرین لحظه بترسی و یه وقت دستاتو بگیری روی سرت ، یا مثلا سرتو جمع کنی تو بغلت! که سرت ضربه نخوره و یه وقت مثلا فقط قطع نخاع شی و  بیافتی رو دست خانوادت و بقیه عمرت تا مردنت رو بیشتر زجر بکشی!!! باید بدونی که شجاعانه پایین رفتن و سرت رو آزاد گذاشتن مهمترین نکته است! که وقتی سرت میخوره زمین، کاملا متلاشی شه و چیزی ازش نمونه! و مطمئن باشی که میمیری و بقیه حرفا مال اون دنیاس!!!

باور کن مردنم بلدی می خواد و شانس!!!!

نوشته شده در ساعت 12:41 توسط سارا|

افسردگی که طی چند ماه تدریجی میاد، یه شبه نمیره!



ادامه مطلب
نوشته شده در ساعت 21:47 توسط سارا|


آخرين تراوشات ذهن من
» پست ثابت
» دوباره کلاس!
» ....
» ...
» مضحک!
» فعلا برای هیچکس!
» روزهایی خوب
» برای هیچکس
» برای هیچکس
» برای هیچکس

Design By : Pichak